تبلیغات
هیئت فدائیان اسلام
 
 
 
خونی که در رگ ماست . . . هدیه به رهبر ماست

یا ابوالفضل العباس

نویسنده : خادم 2 | تاریخ : 01:22 ب.ظ - یکشنبه 11 آبان 1393





تا دوش تو سَریر مُقام رقیه بود

عالم شبانه روز به کام رقیه بود

تا روی زانوی تو سه ساله قرار داشت

آغوش تو دوام و قوام رقیه بود

هرجا که صحبت از عمو عباس می شنید

بر عالمی تفاخُر نام رقیه بود

گاهی به لَحن با نمک و بچه گانه ای

بازیِ تو به خنده سلام رقیه بود

بالا نشین قافله بر شانه های تو

یعنی فراز عرش به نام رقیه بود

تنها ز جانبِ عمو عباس هم نبود

این همنشینیِ تو مرام رقیه بود

می گفت العطش ، ولی این هم بهانه بود

نام تو ذکر و وردِ کلام رقیه بود

وقتی ستون خیمۀ تو بر زمین فتاد

تازه شروع روز قیام رقیه بود

دیگر ز مشک ، آب سراغی نمی گرفت

انگار حرف ، آب حرام رقیه بود

وقتی به خیمه دست عدو بازِ باز شد

حکمِ فرار ، حکمِ امام رقیه بود

بر گوش او عدو که دو تا گوشواره دید

عمه به فکر حُسن ختام رقیه بود




برچسب ها : شعر , یا ابوالفضل العباس ,
دسته بندی : خانه شعر ,
 

داغ ترین مطالب

» از اتفاقات بد زندگیت زود شاکی نشو ( چهارشنبه 5 خرداد 1395 )
» معجزه لبخند-حتما ببین ;) ( پنجشنبه 1 مرداد 1394 )
» فرخنده میلاد صدیقه طاهره(س) ( چهارشنبه 19 فروردین 1394 )
» ابکی لما تلقی بعدی ( چهارشنبه 20 اسفند 1393 )
» سر دلبران 11: مهریه فاطمه زهرا(س) ( چهارشنبه 20 اسفند 1393 )
» اثبات ولایت فقیه در ۵ دقیقه - استاد رحیم پور ازغدی ( دوشنبه 18 اسفند 1393 )
» اگر زهرا(س) نبود دیگر اسلامی نبود ( پنجشنبه 14 اسفند 1393 )
» سر دلبران 10: لولا علی(ع) لهلک عمر!! ( چهارشنبه 13 اسفند 1393 )
» شهادت حضرت زهرا ( سه شنبه 12 اسفند 1393 )
» صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا (س) ( سه شنبه 12 اسفند 1393 )