تبلیغات
هیئت فدائیان اسلام
 
 
 
خونی که در رگ ماست . . . هدیه به رهبر ماست

شب دوم محرم

نویسنده : خادم 6 | تاریخ : 04:18 ب.ظ - یکشنبه 4 آبان 1393

نقش حضرت زینب در کربلا

این زینب است که می­گوید این لکه ننگ را چگونه خواهید شست، در حالی که فرزند رسول خدا و سید جوانان بهشت را کشته­ اید؟ همان که در جنگ، سنگر و پناهتان بود و در صلح مایه آرامش و التیام شما بود. او که ترس را ترسانده، زنجیر را پاره کرده و دشمنان را که به اسارت سخنان رسوا کننده یزید درآمده اند، می ­بیند که با چوب خیزران به لب و دندان خون خدا جسارت می­کند، فریاد می­زند «تبت یدا ابی لهب». ای یزید! دستانت بریده باد! آیا می­دانی چه می­کنی؟ آیا می­دانی که چوب بر لب و دندان حبیب رسول خدا(ص)، پسر مکه و منی و پسر فاطمه زهرا(س) می­کوبی؟ ناله چنان جانسوز بود که هر کس در آن مجلس بود به گریه درآمد.

آن زمان که حسین و یارانش از سوی دشمن یاغی معرفی می­شدند، این زینب(س) بود که امامش را «سید جوانان بهشت»،

«فرزند مکه و منی»، «حبیب رسول خدا» و دارای ده­ها صفت دیگر معرفی کرد.


حضرت زینب به جهت علاقه وافری که به برادرش امام حسین(ع) داشت، هنگام ازدواج با عبدالله بن جعفر شرط کرد که هرگاه امام حسین(ع) خواست به سفر برود، زینب(س) بتواند  همراهش برود و عبدالله با رفتن وی مخالفت نکند.

بنابراین در سفر امام حسین(ع) به کربلا حضرت زینب نیز همراه امام ، یار و پشتیبان ایشان بود. پس از شهادت امام نیز

حضرت زینب از فرزند برادرش علی بن الحسین السجاد(ع) حمایت و پشتیبانی می­کرد.

روز عاشورا یکی از سخت ­ترین و  دردناک ­ترین روزها برای زینب(س) بود. او می­دید چگونه لشکر عمرسعد، فرزندان و

ذریه رسول خدا را به شهادت می­رسانند و سر از بدنشان جدا می­سازند. او در مقابل این اعمال احساس وظیفه می­کرد و در

برابر این معایب خویشتن­داری کرده و سرپرستی خاندان عصمت را بر عهده گرفت. در ماجرای غم­ انگیز کربلا، منابع در

چند جا از زینب نام برده ­اند. یکی در وقتی که علی اکبر(ع) به زمین افتاد، و پدر را به بالین خود طلبید. نقل قول شده که

زینب(س) خود را به میدان رسانید و روی پیکر علی اکبر(ع) انداخت تا ازغم وارد شده به حضرت بکاهد. در جای دیگر

می­بینیم که فرزند کوچک امام حسن مجتبی(ع) به نام عبدالله،با دیدن پیکر به خاک افتاده عمو، از خیمه بیرون می­ دود تا

خود را به عمو برساند و دشمنان را از حضرت دور سازد. در اینجا امام(ع) خواهر را مخاطب قرار داده «خواهر جان این

کودک را نگهدار.» زینب(س) فورا می ­دود و عبدالله را می­ گیرد، اما کودک دست خود را از دست عمه می­ کشد و بالاخره خود را به عمو می ­رساند و روی بدن نازنین عمو به دست آن سنگ­دلان به شهادت می ­رسد و دیگر جایی که از زینب(س) نام رفته است، لحظه وداع است. هنگامی که امام حسین(ع) برای خداحافظی به نزد زن­ها می­ آید و زینب(س) را مخاطب ساخته و جامه کهنه  ­ای می­خواهد تا زیر لباس ­های خود بپوشد تا دشمنان پس از شهادت حضرت رغبتی نکنند و بدن وی را برهنه سازند.


آجَــرَکَ الله   یا بَقِیَةَ الله



برچسب ها : شب دوم , محرم , حضرت زینب , هیات فدائیان اسلام , محرم 93 , روایت عاشورا , امام حسین ,
دسته بندی : روایت عاشورا ,
 

داغ ترین مطالب

» از اتفاقات بد زندگیت زود شاکی نشو ( چهارشنبه 5 خرداد 1395 )
» معجزه لبخند-حتما ببین ;) ( پنجشنبه 1 مرداد 1394 )
» فرخنده میلاد صدیقه طاهره(س) ( چهارشنبه 19 فروردین 1394 )
» ابکی لما تلقی بعدی ( چهارشنبه 20 اسفند 1393 )
» سر دلبران 11: مهریه فاطمه زهرا(س) ( چهارشنبه 20 اسفند 1393 )
» اثبات ولایت فقیه در ۵ دقیقه - استاد رحیم پور ازغدی ( دوشنبه 18 اسفند 1393 )
» اگر زهرا(س) نبود دیگر اسلامی نبود ( پنجشنبه 14 اسفند 1393 )
» سر دلبران 10: لولا علی(ع) لهلک عمر!! ( چهارشنبه 13 اسفند 1393 )
» شهادت حضرت زهرا ( سه شنبه 12 اسفند 1393 )
» صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا (س) ( سه شنبه 12 اسفند 1393 )